|
| ||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||
سوره ماعون
وقتی به بررسی موضوعی میپردازیم انصاف اینست که به همه مباحث آن موضوع بپردازیم مثلا من به عنوان یک مسلمان وقتی میخواهم دین زردتشت را بررسی کنم باید تمام اوستا را بخوانم و نقد کنم نه اینکه چون مسلمانم و دوست دارم ادیان دیگر را ضعیف نشان دهم فقط نکات بحث برانگیز را ببینم مثلا بروم فقط وندیداد را بخوانم ولی بخش گاتها را که الحق شاهکار است از قلم بیاندازم !و من به عنوان یک مسلمان انتظار دارم دیگران وقتی به بررسی اسلام و قرآن میپردازند نروند فقط آیاتی را ببینند که ظاهرا مشکل دارند (چون به نظر من مشکلی ندارند ) و قضاوت کنند . نه اینکه این آیات را نخوانند نه ،بلکه اگر این آیات را می کاوند سایر آیات را هم بررسی کنند . آیاتی که به عقیده من امروز روز مسلمان و غیر مسلمان آنها را از یاد برده اند آیات فراموش شده!
و حال سوره کوتاه اما عجیب ماعون -اگر تونستید در مورد مواردی که قرآن "ویل " به معنب وای بر به کار برده تحقیق کنید نتایج عجیبی میگیرید!-اما عجیب ترین ویل قرآن ویل سوره ماعون است ،دقت کنید جایی که معانی آیات بهم پیوسته است آیات را باید در کنار هم تفسیر و ترجمه کرد ولی این نکته را نباید از قلم انداخت که جایی که به زعم ما جبرئیل وقف کرده و آیه کرده یعنی به یک کلام از جانب خدا استقلال بخشیده میتوان معانی منفردی هم -بجز معنی جمعی آیات - از آن استنباط کرد در این سوره یک آیه-آیه ۴ - صراحتا میگوید وای بر نمازگزاران -این ی آخرش برای سهولت ترجمه گذاشته شده - یعنی چه؟ کدام مذهبی بر نمازگزارانش وای گفته!؟کدام مذهبی نمازگزاردن را نکوهش کرده؟چرا قرآن این حرف را میزند؟
خدا میگوید جن و انس را نیافریدیم مگر برای آنکه ما را عبادت کنند .پس انسان را برای چه خلق کرده؟اگر جن انس خدا را پرستش میکردند دیگر چه نیازی به انسان بود ؟مگر در همین قرآن در دو جا -سوره های بقره و حجر - از زبان فرشتگان نقل نمیشود که میگویند -به خدا - که میخواهی کسی را خلق کنی که خونریزی کند و فساد کند در حالیکه ما خود تو را تقدیس میکنم و خدا جواب میدهد من چیزی را میدانم که شما نمیدانید و بعد بحث اسما پیش می آید و ادم اسما را میداند ولی فرشتگان نمیدانند ولی دیگر جایی در مورد اسما حرفی نمیزند . به اعتقاد ما هر جا قرآن سکوت کرده کشف راز را بر عهده فرد گذاشته و در نظریه ای که من طرفدار سرسخت آن هستم یعنی اجتهاد آزاد معتقدیم که هر فردی میتواند برداشت خود را از اسما یا میوه ممنوع یا همان قسمت کم شده در جمع زدن های سوره نسا داشته باشد بدون اینکه دلیلی برای برتری نظر شخص دیگری وجود داشته باشد - برای درک بهتر حرف من میتوونید به فلسفه هنر در مورد اکسپرسیونیست ها تحقیق کنید چون ما قرآن رو یکجور اثر فرانمایی و اکسپرسیونیستی قلمداد میکنیم - تا اینجا به یک نتیجه میرسیم :از نظر قرآن انسان برای نماز گزاردن و تقدیس خدا خلق نشده و چون اسما را میداند شایسته سجده ملائکه و تحسین خداست و البته هر فردی برداشت خود را از اسما دارد که دلیلی برای رد کردن آن برداشت وجود ندارد .
پس قرآن بر نمازگزاران وای میگوید چون از هدف خلقتشان منحرف شده اند!میبینید تا همین جا یک تفاوت فاحش اسلام رو با سایر ادیان کشف میکنیم اسلام تنها دینیست که در عبادت و نماز و اعمال عبادی خلاصه نمیشود و تنها دینیست که نمیتوان نام مجموعه احکام عبادی را بر آن نهاد و تنها دینیست که بر نمازگزاران وای میفرستد!اما بالاخره هدف خلقت اگر بندگی و تقدیس نیست پس چیست؟به نظر ما -اگر خود نمایی و غرور نشود میتوانید نام ما را روشنفکران مسلمان بگذارید - هدف خلقت انسان ،انسان نبودن است!در فلسفه اسلامی براحتی در بحث ماهیت احتمالا بعد از بیان ادله بر اثبات اینکه خدا ماهیت ندارد خواهید دید که همه جا دلیل آورده اند که انسان تنها موجودیست که اول به وجود آمده بعد ماهیتش معلوم میشود خدا موجودی خلق میکند که باید خالق خود باشد!به قول اگزیستانسیالیست ها انسان خداییست که خود را خلق میکند!ماهیتش را خودش رقم میزند و ترقی و یا نزول میکند به قول مولانا :...جمله دیگر بمیرم از ملک تا برآرم از ملائک بال و پر...
و باز این حرکت این تغییر این عوض شدن این تغییر ماهیت دادن این فرا انسانی شدن را در فلسفه اسلامی قرآنی ملاصدرا در باب نظریه حرکت جوهری (بی شک بزرگترین نظریه فلسفی تمام تاریخ مشرق زمین است ) می بینید . در این زمینه در عرفان هم میتوانید قوس نزول و قوس صعود در شرح مراحل زندگی ببینید در قرآن در آیات از دست آیه انا لله و انا علیه راجعون میبینیم در عرفان باز هم مولانا میگوید : ما ز دریاییم و دریا میرویم ماز بالاییم و بالا میرویم
ویا میتوانید کتاب معروف محی الدین عربی اندلسی را که تحت عنوان "ما زبالاییم و بالامیرویم "ترجمه شده بخوانید .
تمام این ها نشان از تفاوت تفکر اسلام با سایر تفکرات دارد اسلام بر خلاف تمام ادیان که میخواهند از انسان ها قدیس بسازند از انسان ها نمازگزار بسازند میخواهد از انسان فرا انسان فرا آدم درست بکند تمام ادیان هر چه کوشیده اند و موفق شده اند حاصلش " بندگان صالح " بوده ولی اسلام افرادی میسازد که بلند کوس انا الحق میزنند! آیا واقعا این تفاوت عمیق قابل چشم پوشیست؟ ادیان دیگر برای بزرگداشت خود همواره کوشیده اند خدا را انسان کنند کما اینکه در یهود داوود خداییست در هیئت انسان یا در مسیحیت مسیح به این سرنوشت دچار شده -البته متاسفانه اندیشه های باطل به اسلام هم سرایت کرده اند و از این قسم مقدس شماری ها بخصوص در مورد علی زیاد شده - ولی در اسلام " خدا گونه " شدن و خدا شدن و " فنا فی الله " هدف قرار گرفته است !در اسلام انسان ها خدا شده اند!چنانکه در هفت شهر عشق عطار میبینیم که شهر ها از این قرارند : طلب ،عشق ،معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت ،فقر و فنا .میبینید ابتدا طالب است یعنی خودش را دارد و برای خودش میخواهد بعد عاشق میشود حاضر به جانبازیست ولی باز خود را حس میکند و میخواهد خود را فدا کند بعد به معرفت و شناخت میرسد بعد به توحید و وحدت و یکتایی و واتصال میرسد دچار حیرت میشود و سرانجام در حق فنا میشود!یعنی خدا میشود!چنان که سی مرغ سر انجام سیمرغ میشوند!
باز در این زمینه شما را به تذکره الاولیا و کیمیای سعادت ارجاع میدهم .
آری اسلام انسانی میخواهد که انسان نباشد بلکه خدا باشد!و عملا میبینیم که اعمال عبادی اسلام همگی رنگی سیاسی و قدرت طلبانه گرفته همگی رنگی حاکم صفتانه گرفته همگی رنگی خدا گونه گرفته مثلا در هنگام نماز سلاح به دست میگیرد نماز را جماعت میخواند (در حالی که حالت عبادی در فردا بالاتر است ) بستن چشم در نماز و گریه را حرام میکند!و...
اسلام انسانی میخواهد سازنده انسانی که ماهیتی خدا گونه دارد!انسانی که روح و ملائکه سجده اش میکنند (رجوع به سوره قدر ) نه انسانی بنده و صرفا نمازگزار!و بر انسانی که بنده مانده و تبدیل شده به یک ماشین بی اختیار ترسو که فقط نماز میخواند نه اسلام بر این انسان مسخ شده این انسانی که از انسانیت تنزل کرده و به مقام فرشته در آمده وای میگوید!عبادت صرف کار فرشته است و فرشته انسان را سجده کرده ! نه اسلام انسان سازنده میخواهد و آنهم سازنده گرانبها ترین چیز : خودش!
حکومت ها همواره کوشیده اند این قسمت اسلام فراموش شود و متاسفانه موفق هم شده اند چرا؟ چون این اسلام و این مسلمان برایشان خطر دارد مسلمانی که ایمان دارد خدایش از او عبادت و بندگی و اطاعت صرف نمیخواهد چطور راضی میشود بندگی و اطاعت صرف بنده این خدا را گردن گیرد!مسلمانی که دینش به او میگوید تو لایق خدایی کردن هستی و مقتدای دینش انا الحق میزند و مرامش خدا گونه بودن و قوی بودن و زیر بار زور و تسلیم نرفتن است چطور در مقابل زور بندگان ناچیز خدا سر خم میکند؟نه این دین برای حاکمان خطر دارد باید آیاتش نابود شود تحریف شود و عوض شود ولی چون تحریف نمیشود و عوض نمیشود باید فراموش شود!باید به مجلس ختم خلاصه شود باید خوانده نشود!فقط یک هفته آیات قبل از اذان تلوزیون را دنبال کنید تا به حرف من برسید !
و این دین الهی و آیات چگونه می توانستند به مغز یک آدم ساده که چوپان است و حداکثر با سرمایه دیگران در بیابان وحشی و بت پرست عربستان تجارت و سفر میکند خطور کند؟چطور میشود این آیات متفاوت از تمام مذاهب دیگر این دین بدیع و نو به ذهن زردتشت متمدن بزرگ و با سواد و نجیب زاده و پاک ایرانی نمیرسد به ذهن بودا بزرگترین شاهزاده هندی نمیرسد به ذهن ابراهیم و موسی و عیسی نمیرسد تا به ذهن یک عرب یک بی تمدن یک بت پرست (منظور جامعه بت پرست است ) برسد؟نه نمیتوان منکر الهی بودن این کتاب شد کتابی که یک آدم بیسواد مثل من میتواند در مورد یک آیه به این کوتاهیش اینهمه حرف بزند و مفهوم بیرون بکشد چطور معجزه نیست؟
در مورد سایر آیات سوره ماعون بعدا به امید خدا خواهم نوشت
همکنون...